language

دلنوشته های محمد رضا بیک محمدی که واژه کاشت حلزون مهمترین واژه کتاب زندگی اش است

دلنوشته های محمد رضا بیک محمدی  که واژه کاشت حلزون مهمترین واژه کتاب زندگی اش است

                                                                        دلنوشته های افراد ناشنوای کاشت حلزون شده    

افراد ناشنوای کاشت حلزون شده ای که علاقمند هستند دلنوشته هایشان در سایت مرکز کاشت حلزون شنوایی ایران قرار داده شود، در قسمت تماس با ما می توانند متن خود را ارسال کرده تا در سایت گذاشته شود.
روزی که به دنیا آمدم 23 بهمن 1380 بود. مادر و پدرم خیلی خوشحال بودند بچه ای که به دنیا آمده در ظاهر سالم است.مادرم با عشق و علاقه مرا بزرگ می کرد، ولی بعد از چند ماه اطرافیان متوجه ناشنوایی من شدند.شاید مادرم نمیخواست باور کند این غم بزرگ را که پاره تنش نمی تواند بشنود ،اما با گذشت زمان مادرم با صبری که داشت و با توکل به خدا تحمل این جریان برایش راحت تر شد .با بردن من به دکتری در زنجان و راهنمایی های آنها به تهران آمدیم و با مراجعات پدر و مادرم و کمک اطرافیان به بیمارستان رسول اکرم(ص) مرکز کاشت حلزون آمدیم و سال 1383 تحت عمل جراحی توسط آقای دکتر امام جمعه قرار گرفتم و بعد از تحمل سختی های فراوان توسط پدر و مادرم و به لطف الهی و کمک های اطرافیان شنوایی خود را به دست آوردم.هم اکنون کلاس هشتم هستم و در مدرسه عادی درس میخوانم و در ورزش تکواندو موفق به کسب کمربند آبی شده ام.خواهرم نرگس که یکسال ونیم دارد نیز کاشت حلزون انجام داده است.من از آقای دکتر امام جمعه و دکتر حسن زاده و هم چنین از کارکنان بیمارستان رسول اکرم( ص) که با رویی خوش ما را پذیرا شدند،کمال تشکر را دارم.